ابو القاسم راز شيرازى
291
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
چنانكه مشتبه و ملتبس « 92 » مىشود رنگ آنچه ظاهر مىشود در مرآت به رنگ مرآت ، و رنگ آنچه در شيشه است به شيشه : « رقّ الزّجاج و رقّت الخمر * فتشابها و تشاكل الامر فكانّما خمر و لا قدح * و كانّما قدح و لا خمر » « 93 » « از صفاىِ مى و لطافتِ جام * دَر هَم آميخت رنگِ جام و مُدام « 94 » « همه جام است و نيست گويى مى * يا مُدام است و نيست گويى جام » « 95 » و به اين چشم ديدند « نصارى » در حضرت « مسيح » ، پس نظر كردند اشراق نور الهى را در او كه متلألئ « 96 » بود ؛ لهذا غلط كردند ، مثل كسى كه بيند شمس را در مرآت يا در آب ، پس دست دراز كند كه بگيرد آن را ، پس او مغرور است . و انواع غرور در اين باب ، بسيار است كه شرح آن در مجلّدات نگنجد ،
--> ( 92 ) - اشتباه كرده شده ( 93 ) - دو بيت فوق ، از « صاحب بن عبّاد » است و معناى آن ، در دو بيت فارسى بعد آمده است : « اسماعيل بن عبّاد » ، ملقّب به « صاحب » ، وزير دانشمند « مؤيّد الدّوله » و « فخر الدّولهء » ديلمى است . وى به سال 326 هجرى در « طالقان » از قراء « قزوين » تولّد يافته و به سال 385 در « رى » وفات يافت . جسد وى را به اصفهان منتقل ، و در آن شهر دفن كردند : « وفيات الاعيان » 1 : 208 ، « معجم الادباء » 6 : ذيل صفحهء 168 ، « روضات الجنّات » 2 : 35 ، « الأعلام » 1 : 312 ( 94 ) - مى ( 95 ) - ديوان « عراقى » : 174 جناب « شيخ فخر الدّين ابراهيم عراقى » ( قده ) : ولادت آن جناب ، به سال 610 هجرى در « همدان » ، و وفاتش در سال 688 در « دمشق » واقع و در « صالحيّهء » آن شهر مدفون گرديده است . آن جناب ، از تربيتيافتگان جناب شيخ « زكريّا ملتانى » و خليفهء ايشان است . شيخ « عراقى » ، علاوه بر ديوان اشعار ، مثنويى به نام « عشّاقنامه » و رسالهاى موسوم به « لمعات » دارد كه شروحى چند بر آن نگاشته شده است : « فرهنگ معين » 5 : 1167 ( به تلخيص و اضافات ) ( 96 ) - روشن و تابان